توی ماده وسط کویرم... تا اخر دنیا فقط دشت بی اب و علف هست... من یک ساب گذاشتم که صدای بارون داره و باعث میشه از این دنیای افتابی جدا بشم....
به دختر 22 ساله ایی فکر میکنم که یک بار تمام این جاده رو برات اشک ریخت...
شاید یه روز برگردم عقب و به اون دختر بگم مهم نیست چه تصمیمی برای زندگی ات گرفتی مهم اینکه هر جا هستی و هر تصمیمی می گیری پاش بمونی...
دنیا مدرسه روح هست.... امدی یاد بگیری و اشتباهت بیشتر چیز یادت میدهند...
دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۱ ۱۱:۴۱ ق.ظ ...








