روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

توی ماده وسط کویرم... تا اخر دنیا فقط دشت بی اب و علف هست... من یک ساب گذاشتم که صدای بارون داره و باعث میشه از این دنیای افتابی جدا بشم....

به دختر 22 ساله ایی فکر میکنم که یک بار تمام این جاده رو برات اشک ریخت...

شاید یه روز برگردم عقب و به اون دختر بگم مهم نیست چه تصمیمی برای زندگی ات گرفتی مهم اینکه هر جا هستی و هر تصمیمی می گیری پاش بمونی...

دنیا مدرسه روح هست.... امدی یاد بگیری و اشتباهت بیشتر چیز یادت میدهند...

دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۱ ۱۱:۴۱ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو