روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

بند عینکم امشب تصمیم گرفته هر بار ، توی دسته گره بخوره ...به نظرش من دلیل برای تحمل اتفاقات اطرافم زیاد دارم و یکی بیشتر رو هم می توانم تحمل کنم ...

+اشتباه میکنه من همیشه در استانه ی انفجازم ...دقیقا یک اتشفشان مخفی شده زیر کوه از بیرون ارام و صبور و پذیرا ...از درون مشوش و خسته و اماده انفجار!

یکشنبه بیستم شهریور ۱۴۰۱ ۱۱:۱ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو