روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

عصری خونه رو تمیز کردم . نهار و شام هم که یکی بود اون هم اوردم خوردیم و ظرفها رو شستم گفتم خودم رو مهمان یه دم نوش کنم ...دیگه عارضم خدمتون تنها چیزی که توی دم نوشم نریختم ناخن پای اژدها هست که البته اونو تمام کرده بودم . خیلی هم شاهکارم رو دوست داشتم یه قوطی کوچیک برای خودم درست کردم ! که ترکیب چای سبز و گل محمدی و اسطو خودوس هست ...البته یکم هل سبز و خیلی کم دارچین هم ریختم ...چیز خوش عطری شد برای امروزی یکم زیره سیاه و زنجبیل هم داشتم ریختم ...پاییز که میشه شب های بلندش کنار بخاری دم نوش و میوه خشک و کتاب خواندن مزه می ده ....

بعد هم تا دم نوش دم بکشه نهار فردا و پس فردا رو ردیف کردم ...ان شا الله فردا روز ارامی باشه که بیکار باشم ...دست کم امشب براش تلاش کردم که خونه مرتب باشه و غذا نگرانی نداشته باشه تا بتوانم چندتا الگو برای کلاس اولی های فسقلی و کوچولوم درست کنم ...

+دم نوش رو خوردم به نیت قربت عند الله و لاغری ! فهمیدم تو دهه چهار زندگی دیگه ترکیب ورزش و نخوردن فایده نداره ! باید یه چیزی مضاعف بشه البته بگم من ژنتیک لاغر ندارم و برعکس ژنتیک فوق العاده چاق دارم ...پس وزنم رو تا این سن روی یه خط تناوبی پنج کیلو پایین و بالا نگه داشتم خودش یه مدل شاهکار هست ...اما خوب واقعا دوست دارم باز یه مدت 55 بشم ...

جمعه یازدهم شهریور ۱۴۰۱ ۸:۳۴ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو