روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

برای نخستین بار فلافل درست کردم فقط مساله اینکه یه قاشق غذاخوری حریره سیر ریختم و الان باز افت فشار دارم ...اما عجب فلافلی شد ! بازاری بود قشنگ !

دیشبم کولرجان ساعت سه نصفه شب به این نتیجه رسید که می خواهد به زندگیش خاتمه بده بزرگوار سال پیش همین حوالی هم موتور سوزاند تازه من تو روز یه شش ساعتی خاموشش میکنم ...اما خوب دوست داره اخرهای تابستان رو یاد اوری کنه ! برای همین من الان ابپز شدم تو خونه ...

صبح هم با زنگ مدرسه بیدار شدم ....رفتم یه فرم امضا کردم امدم ...برای یه امضای چهل دقیقه رفتم ...

کلا امروز از اون روزهاست ...که چقدر زیباست

توفیق من الله !

+انصافا من تو بلاگفا راحت می نویسم ...این همه غلط املایی هم بخاطر اینکه اصلا دوبار چیزی رو نمی خوانم ثبت میزنم میره...اما بگذار تو گروه همکار ها چیزی بنویسم ...اصلا می میرم ...ده بار میخوانم باز درست نیست ...انگار چون همه معلم هستن استرس می گیرم ...منم شبیه معلم ها هستم !؟ نه بابا من یه جوجه رنگی ام که برحسب اتفاق افتاده تو باغ پرندگان !

سه شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۱ ۲:۵۸ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو