امروز اوکی هستم ! اثرات دارو از بدنم رفته پس صبح رو با عوض کردن رو تختی شروع کردم و رو فروشی رو انداختم ماشین بشوره ...اطراف خونه رو مرتب کردم ...الان نیاز به دو مدل غذا دارم یکی برای امروز و یکی برای فردا ...جساراتا دیگه هر روز برای دو وعده اشپزی میکنم ! تنبل هم خودتونید ! کلا نظم خونه ی ما به هم خورده ...من برای ده سال میشه که شام از برنامه غذایم حذف هست ...کم کم رضا هم با من همراه شد و ما یک وعده نهار یا شام میخوریم ...وعده ی دوم رو میوه تنقلات و یا شیر می خوریم ...الان اما حضرت یار
غذا می بره سر کار ...شام رو برنامه اش رو برای ساعت هفت و نیم چیدم که تا هشت بخوریم و تا ساعت نه من دیگه اشپزخونه رو تمیز کنم و تحویل فردا بدهم اینطوری الان تمرین میکنیم منم برم مدرسه دیگه اوکی هستیم ...ساعت خواب هم دوشبه ده و نیم میریم توی تخت ...رضا درجا بیهوش میشه من تا ساعت دوازده بره می شمارم
اما کم کم عادت میکنم امروز مثلا ساعت هشت و نیم بیدار شدم و اوکی بودم ! من خودم برای مدرسه باید ساعت هفت بیدار بشم
پس باید تمرین کنم .
+خونه کم کم داره نیازش به خونه تکونی رو نشان میده ! امروز گفتم دوام بیار مرد
تا اول مهر دوام بیار من هفته ی اول که یه روز مدرسه ام یه روز خونه کم کم هر بخش رو می شورم ...رو تختی رو هم برای همین تندی عوض کردم می ماندم می رفتم تو فاز تغییر دکور اتاق و کلی مزخرفات پشتش ...![]()
+امروز خوبم بلاخره برم ببینم نشاسته ذرت و خود ذرت گیرم می اد ...مردم از هوس !
+ دیشب اول نهار فردای رضا رو کشیدم و بعد نهار امروز خودم رو بعد باقی اوردم ...رضا یه لبخند قشنگ زد گفتم چیه !؟ جواب داد از زن هایی که برای خودشون ارزش قایل هستن خوشم می اد ...کار خوبی کردی ...گفتم ببین هر روزی که غذا نکشیدم بدان برنامه خبیثانه ایی برای فرداش دارم ...گفت یعنی چی !؟ توی یخچال نخود خیس کرده نشانش دادم و گفتم مثلا نهار پس فردا فلافل هست ! تو افق محو شد !
+امروز به خودم قول چهارست ورزش دادم ...اگر انجامش دادم بعد عصر میرم ببینم مانتو اداری گیرم می اد یا ممکن بلال برای خودم ابپز کنم ...








