روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

جدایی از وسواس غلط و غیر قابل کنترلی که دارم حس میکنم بخشی از روحم رو توی اشپزخونه جا گذاشتم اما این روح جا گذاشته شده رو بیشتر از دعوا با رضا می توانم تحمل کنم ....

حقیقت اینکه فردا باید برای کاری از خانه برم ...بعد گفتم نهار رو درست کنم ...ماکارانی درست کردم ...ظرف هاش رو شستم و کاهو خیس کردم برای سالاد کنار غذا و گفتم تا ظرفها خشک میشن یکم اینستا بازی کنم بعد ظرف ها رو جمع کنم و سالاد درست کنم . شیشه گاز و در یخچال رو تمیز کنم و جارو نپتون و تی اخر شب رو بکشم ...اما رفتم توی اتاق برگشتم دیدم رضا خوابیده توی هال و خر خر میکنه ...

حقیقتا اگر صدای تق تق ظرف در بیارم دعوامون میشه ...در حد از اب کشیدن کاهو ها و ریختنش توی ظرف تا فردا سالاد درست کنم هم تولید صدا کردم بیدار شد تی وی رو خاموش کرد یعنی تمامش کن ...

روحم تو اشپزخونه جا مانده

دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۱۷ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو