+صبح از یه کابوس بزرگ پریدم ...ماه کامله ...کابوس ها این چند شب جولان میدهند ...البته میانش خواب های خوبن هستن ...من اعتقاد دارم کابوس ها باعث تخلیه هیجانی میشه پس اشکالی نداره نهایتش جیغ میکشی و بیدار میشی ...
+الان ماشین لباس شویی رو روشن کردم ...دقیقا سه سری لباس هست ...یکی منو پناه بده خونه اش
سه سری لباس ...سه سری پهن کردن ...سه سری جمع کردن ...سه سری تا کردن ...سه سری توی کشو گذاشتن ...مگه چقدر حقوق میدهند !؟![]()
+ظرف نشسته ندارم ...گاز تمیزه و یخچال مرتبه البته تا الان چهارشنبه که اشپزی کردم گاز رو تمیز کردم قول دادم این چند روز مراقبش باشم تا الان دوام اوردم ...ا اما باید جارو برقی بزنم و گردگیری کنم ... داخل کمدها رو سامان بدهم و دستشویی رو بشورم و دور و بر خونه رو مرتب کنم ...همین میشه سه ساعت کار ...اگر بشه بخش کاشو و کمد رو امروز تا شب انجام میدهم و دستشویی رو هم می سپارم به رضا ...
یک یاغی شده ! زیر بار نمیره که ...
+فردا باید برم اداره و یه فیش مسخره رو بدهم و برگردم ...اگر بشه اسنپ می گیرم ...اما دلم نمی اد هر بار رفت و امدش میشه 70 تومن با مترو میرم که بشه چهار تومن اما خوب هوا گرمه و منم لاک دارم پس باید حتما دستکش بپوشم و بدون اسنپ یک ساعت رفته و یک ساعت امد ...هرچی نگاه میکنم نکته ی مثبتی نداره ...جز شکر گزاری بابت اینکه مدرسه ام نزدیکم هست و پیاده میرم و می ام ...واقعا خدا رو شکر ![]()
+ فردا به خودم قول دادم هم ورزش رو شروع کنم و هم منابع یک مقاله رو ...تقریبا از اون مدل شنبه هاست که ارزو میکنی هیچ وقت نرسه !![]()
+دیشب زیر دوش خدا رو برای خلق اب شکر کردم و صبح اش برای طمع خوب مربای البالو ...شکر گذاری رو دوست دارم ...نوشتنش رو نه ...بیانش و تجربه اش رو دوست دارم .
+فیلم سند مرد رو تموم کردم از قسمت پنج ضعیف و مزخرف شد واقعا اگر جاذبه چشم های ابی تام استوریج نبود ادامه نمیدادم
لعنتی تا سکانس اخرم هنوز جذاب بود برام ... واقعا کارگردان چطور تشخیص داده این صورت عادی می توانه اینقدر جذاب گریم بشه ؟! ![]()
+منتظر حقوق ماه بعد هستم که برای خودم سویشرت بخرم ...به تعداد تاب هم نیاز دارم ...به علاوه لوازم ارایش ...![]()
![]()
![]()
+ دیشب چیپس پاستا درست کنم . تجربه خوبی بود ! امروزم تقلا کردم نهار رو بندازم گردن رضا زیر بار نرفت
هنوز وقت هست البته ...گزینه ی نیمرو کارایی نداره تازه خوردیم یکم پیتزا هم از دیشب مانده دیشب سیب زمینی تنوری با چیپس پاستا و همین طور پیتزا درست کردم ...چی میشد ما فتوسنتز میکردیم ؟!
امیدوارم روزی بشریت به این تکامل برسه ...
+کتاب کرانه رو فقط شروع کردم ...هنوز ادامه ندادم ...دوست دارم دوباره عادت کتاب خوانی رو فیکس کنم .
+علاوه بر خودم فردا شنبه ی جهنمی برای شاگردهام هم هست چون دیگه میخواهم به صورت منظم براشون کاربرگ بگذارم
از حالا برای سال بعد و فسقلی های تازه هیجان زده ام ![]()








