میدونستید من چند روزه دوباره خاله شدم ؟! یکی از دوست های وبلاگیم صاحب یه دختر کوچولو شده و من الان فقط خونه اش رو تجسم میکنم ...خودش و ساعت های سه نصفه شب که میتوانه یک موجود ظریف رو بین دستهاش بگیره و با داشتن اش و شنیدن نفس هاش با خودش بگه دنیا خیلی جای قشنگی ه ...
مهشید جونم خیلی برات خوشحالم همزاد جان ![]()
یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۳۹ ب.ظ ...








