برای خودم پنج دست لباس خونگی راحتی خریدم ...دم پاش کش داره و من فقط منتظر تک تک روزهای پاییز و زمستونم که از مدرسه برگردم و کنار بخاری بشینم و تو لباس های راحتیم جولاون بدهم ...میدونم عقده ایی بازی در اوردم
پنج دست خیلی بود امااز لحظه ایی که ثبتش کردم مداوم طرح هاش توی ذهنم تبدیل به شکوفه های رقصان میشه و ذوق میکنم و می گم فکر کن رفتی یه مسافرت ...پول یک شب هتلت شده ...یعنی بخدا از صدتا مسافرت بیشتر به من مزه میده ...فقط برسه ...یکی شون طرح دونات داره و یکی توت فرنگی یکی هم روباه یکی هم نهنگه و یکی کوالا ...وای خدا
واقعا اینها نباید انتخاب های یک خانم متاهل و سی ساله باشه اما من از حالا تو فکر ست کردن جوراب و هودی هستم که با لباسام هماهنگ بشه ...
اینقدر ذوق ذوقی تشریف دارم ...
دوشنبه دهم مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۵۳ ق.ظ ...








