روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

من بلاخره از مسافرت برگشتم ...

الان یه خونه ی ترکیده دارم چون اینقدر مسافرت نمیرم اول از همه خودم الان له ام ! دوم اینکه یه خروار لباس نشسته هست ...سوم اینکه باید وسایل رو بعضی هاش رو نگه دارم که دو هفته ی دیگه هم میریم خونه ی مادرشوهر جان ...چهارم اینکه واکسن اش اب مقطر نبود ...همه کرونا گرفتن جز من و بابا که سه روز قبل رفتن واکسن زدیم ...

چهارتا سبد پر لباس دارم تا کنم ......جارو برقی و گردگیری و شستن سرویس بهداشتی ... 

ریز ریز بعضی از کارها رو تا شب انجام میدهم ...البته امروز رفتم خرید میوه و یخچال رو پر کردم ...

اما 

دیدن جنگل هرچند توی ماشین بودم  ...گذشتن از مه ...شنیدن صدای صدف ها وقتی توی موج دریا قل می خوردن ...دویدن توی ساحل اونم توی شب ...دوچرخه سواری توی خط دریای خزر  رو برای اولین بار تجربه کردم و تمامش به این خستگی می ارزید ...

غذای خاص و خوشمزه ایی نخوردم جز یه رب انار که کنار غذام بود و طمع اش خیلی عالی بود ...سوغاتی هم دو کیلو زیتون و یه پیراهن خنک ساحلی خریدیم ...یه مدل نون هم گرفتیم که برای صبحانه خوشمزه است ...

همین ...بعد از یک سال و چهار ماه رفتم مسافرت و الهی شکر 

 

 

دوشنبه سوم مرداد ۱۴۰۱ ۴:۳۹ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو