روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

رضا یک روز گفت اگر خدا به من یه دختر بده اسمش رو می گذارم یاس اگر پسر باشه یونس .

گفتم جای یونس بگذاریم یونا ...همونه اما خوش اوا تر ...

گفت اره چه قشنگه ...

امروز گفتم اگر یه دختر باشه می گذارم پری یاس . تو یاس صداش بزن من پری یاس ...

لبخند زد و مقاله اش رو ترجمه کرد ...

منم که اینقدر عصری گریه کردم هم سردرد دارم و هم گلو درد ...رولت همون طوری مانده تو یخچال ...کاش فردا ببریم با خواهرشوهرم بخوریمش ...دلم براش یه ذره شده ...یا بگم اون بیاد عاشق الویه است منم تمام وسایلش رو دارم درست کنم بگم عصرانه بیاد کیک و الویه بخوریم ...

شنبه هجدهم تیر ۱۴۰۱ ۱۰:۵۱ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو