امروز خیلی خانم گلی شدم ...صبح که با نوای دلبخش پست بیدار شدم کتونی هام رسید و ابدا چیز خاص و عجیبی نیست در حد همون 210 تومن می ارزه ولی خدایی نازه ...بعد گفتم تا صبح هست و خنک برم خرید کنم ...گوجه و خیار نداشیتم ...
خرید رفتن همان و گم کردن کارت عابر بانک خرج خونه همان
اینکه چطوری گم شده قطعا گلیچ هست ...مگه میشه ...مگه داریم ...برگشتم به مغازه دار سر کوچه گفتم انجا نبود .
دیگه برگشتم خونه و مدارک برداشتم و رفتم شعبه و گفتم کارت رو سوزاند اما رمز تایید برای صدور کارت جدید رو نمی داد ...کارمندشعبه گفتم میشه فردا بیایی منم گفتم بله ! چون طفلک چهاربار تلاش کرد البته شعبه هم خیلی نزدیک هست و من باید فردا برم مرغ بخرم ...
بدین سان به خانه برگشته و نهار از زرشک پلو به پلو تن ماهی تغییر ماهیت داد ...تنبل هم خودتون هستید ...از این سیب زمینی کوچولو ها که مغازه ها کیسه می کنند و کیسه ایی می فروشند هم خریدم حالا کنار تن ماهی می پزم با شوید خشک و فلفل و کره خوشمزه میشه .








