روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

امروز خیلی خانم گلی شدم ...صبح که با نوای دلبخش پست بیدار شدم کتونی هام رسید و ابدا چیز خاص و عجیبی نیست در حد همون 210 تومن می ارزه ولی خدایی نازه ...بعد گفتم تا صبح هست و خنک برم خرید کنم ...گوجه و خیار نداشیتم ...

خرید رفتن همان و گم کردن کارت عابر بانک خرج خونه همان   اینکه چطوری گم شده قطعا گلیچ هست ...مگه میشه ...مگه داریم ...برگشتم به مغازه دار سر کوچه گفتم انجا نبود . 

دیگه برگشتم خونه و مدارک برداشتم و رفتم شعبه و گفتم کارت رو سوزاند اما رمز تایید برای صدور کارت جدید رو نمی داد ...کارمندشعبه گفتم میشه فردا بیایی منم گفتم بله ! چون طفلک چهاربار تلاش کرد البته شعبه هم خیلی نزدیک هست و من باید فردا برم مرغ بخرم ...

بدین سان به خانه برگشته و نهار از زرشک پلو به پلو تن ماهی تغییر ماهیت داد ...تنبل هم خودتون هستید ...از این سیب زمینی کوچولو ها که مغازه ها کیسه می کنند و کیسه ایی می فروشند هم خریدم حالا کنار تن ماهی می پزم با شوید خشک و فلفل  و کره خوشمزه میشه . 

یکشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۱ ۱:۱۴ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو