روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

یه شلوار اسلش پوشیدم که خط های سبز با ماهی هایی که یه دختر چهارساله انگار کشیده داره ...

یه جفت صندلی لا انگشتی گلبهی پام هست ...

یه تی شرت گشاد بنفش که یه زمانی خیلی خوب توی تن می ایستاد و حالا وا داده ...

موهام که مثل بید مجنون اویزان ...

دیشب ترکیب پا درد ...گرمای درونی ...قلب درد ...نفس تنگی و سرگیجه رو با هم تحمل کردم که به بدن کوچولوم حمله کردن ...

توی پاساژ تمام فروشنده ها شبیه یه شوخی دست به یکی کرده بودن که به من حالی کنند ریز جثه و ظریفم ! اوکی رفقا خودم می دونم ...لازم نیست مداوم بشنوم ...

نیاز مبرم به حموم دارم ...

نیاز دارم یه غذا مثل مایده اسمانی برام از اسمون بیاد و نخواهم چیزی درست کنم ...

جدیدا بدون ارایش پای چشم هام مدلی گود افتاده که تماشایی هست ...

فقط خونه ام دسته گل ه !  یعنی همین فقط امید اندک سوسو زن من هست ...

 

شنبه چهارم تیر ۱۴۰۱ ۱:۲۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو