روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

گفتم که اگر کارخونه ام رو بیست قسمت کنیم !؟ 

خوب یک قسمت دیگه تحت عنوان هیولایی به نام گاز ! تمام شد و الان تمیزه تمیزه ! میتوانم کف رو دیگه بشورم اما امیدوارم مثل یه بچه که امیدواره تک شاخ ها واقعی باشن که رضا عصری بیاد و بگه زن جونم ! الهی دورت بگردم ...بیا با هم کف رو بشوریم ! و اینطوری واقعا کار ساده تر بشه 

در کل هفت بخش دیگه مانده و من تا اینجا از پایان هر بخش واقعا راضی ام . فقط نکته اینکه من خونه تکونی عید رو نپیچوندم شما شاهد بودید که خونه تکونی رو زدم به رگ ! حالا چرا الان اینقدر شدید و حدید میسابم نمی فهمم ...بیشتر هم نمی فهمم چرا واقعا نیاز به این همه سابیدن داره ! انگار یه روح توی این خونه زندگی میکرده نه یک لی لی با معیار های متعالی - 

 

+کتاب بخت پریشان نصفه شده ....شب ها یه چند صفحه ایی می خوانم . 

+قرار بود ادم بشم و اینقدر خودم رو اذیت نکنم اما باور میکنید الان چایی صبحانه ام رو اوردم !؟

+میدونید چرا توی بلاگفا ما اینقدر راحت هستیم و دقیقا خودمون هستیم؟! چون جایی برای تظاهر کردن نداره ...پس زندگی های خوشبخت اینستا هم دقیقا همین هست ...همه دلتنگ اند اما مجبور اند تظاهر کنند همه چیز چقدر عالیه .

دوشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۴۸ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو