روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

صبح حسابی خوابیدم ! تا ده خوابیدم اما هنوز سیر خواب نبودم ولی دیگه مجبور شدم بیدار بشم . دور و بر خونه رو مرتب کردم . دیروز یه بسته گوشت مرغ گذاشتم بیرون بعد دیدم ای جانم بال و بازو هست ! مزه دار کردم امروز نهار سرخ کنم و با پلو و سیب زمینی نوش جان بنماییم !البته گاز خیلی داغونه میشه کبابش هم کرد اما خوب سرخ شده یه مزه ی دیگه داره توی سرخکن هم می توانم سرخ کنم اما چون پرده های بالایش کثیف میشه دوست ندارم !

دیگه عارض خدمتون الان یک خونه شلوغ اما مرتب داریم - رضا میگه کاش هیچ وقت اسباب کشی نکنیم وگرنه فکرکنم با این وسواس تو صد روز اسباب کشی طول بکشه 

در هر صورت من الان خوشحالم که رضا قبول کرد میز نهار خوری توی پذیرایی بمونه و با اینکه اینطوری فضای خونه به طرز وحشت ناکی کوچیک میشه و باید با احتیاط بین وسایل عبور کنیم اما فضای اشپزخونه ی من باز میشه تا باز بتوانم کلی شیرینی بپزم ...فعلا چندمدل کوکی و نون تازه پیدا کردم و میخواهم امتحانش کنم ان شا الله خوب بشه .

یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۳۲ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو