با اینکه همیشه همه تحسینم کردن که چطور با انچه دارم به بهترین نحو زندگی میکنم اما اخیرا این روش برام خیلی سخت شده !
سالهای اول زندگی توی مضیقه شدید مالی بودم
الان که استقلال مالی دارم ارزو های دیگر دارم
یه خونه بزرگتر و یه ماشین ...
دوست دارم برم اطراف دریاچه زندگی کنم ...یعنی خونه رو بفروشیم انجا بخریم و بتوانم یه ماشین داشته باشیم ...الان تمام ارزوم یه خونه ی ساخته شده 120 متری هست ! دو برابر این خونه و یه ماشین ...
دلم میخواست پول اولیه سرمایه گذاری در اطراف دریاچه رو داشتم ...حاضرم هرچه طلا دارم بفروشم و وام بگیرم و انچه پس انداز دارم بدهم اما تمامش خیلی خیلی کم هست ....قدرت خریدش رو نداریم و دلم از اینکه نداریم می گیره !
حس میکنم زندگیم رو اینجایی که هستم دیگه به اندازه ی قبل دوست ندارم و این خونه پر از انرژی منفی هست ! بعد به خودم میگم گاماس گاماس ...تا ده سال دیگه بهش میرسی اما زودتر نمیشه ...
کاش میشد ...
+ته اش به خودم می گم قانع باش ...اگر بتوانی تا سال دیگه این موقعه یه ماشین پیش خرید کرده باشی یه قدم برداشتی و اون 60 متر اضافه تر هم سال به سال باید براش تلاش کنی ...دقیقا سال به سال !








