روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

با اینکه همیشه همه تحسینم کردن که چطور با انچه دارم به بهترین نحو زندگی میکنم اما اخیرا این روش برام خیلی سخت شده ! 

سالهای اول زندگی توی مضیقه شدید مالی بودم 

الان که استقلال مالی دارم ارزو های دیگر دارم 

یه خونه بزرگتر و یه ماشین ...

دوست دارم برم اطراف دریاچه زندگی کنم ...یعنی خونه رو بفروشیم انجا بخریم و بتوانم یه ماشین داشته باشیم ...الان تمام ارزوم یه خونه ی ساخته شده 120 متری هست ! دو برابر این خونه و یه ماشین ...

دلم میخواست پول اولیه سرمایه گذاری در اطراف دریاچه رو داشتم ...حاضرم هرچه طلا دارم بفروشم و وام بگیرم و انچه پس انداز دارم بدهم اما تمامش خیلی خیلی کم هست ....قدرت خریدش رو نداریم و دلم  از اینکه نداریم می گیره !

حس میکنم زندگیم رو اینجایی که هستم دیگه به اندازه ی قبل دوست ندارم و این خونه پر از انرژی منفی هست ! بعد به خودم میگم گاماس گاماس ...تا ده سال دیگه بهش میرسی اما زودتر نمیشه ...

کاش میشد ...

+ته اش به خودم می گم قانع باش ...اگر بتوانی تا سال دیگه این موقعه یه ماشین پیش خرید کرده باشی یه قدم برداشتی و اون 60 متر اضافه تر هم سال به سال باید براش تلاش کنی ...دقیقا سال به سال !

چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۱ ۶:۲۷ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو