روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

اول از دیشب بگم که حقیقت اینکه مجلس خواستگاری و ازدواج دو نفر هرگز نباید شبیه معامله بشه ! اما برای این دوتا طفلک شده و متاسفانه به شدت دلباخته شدن و ته اش اینکه بدون رضایت والدین ازدواج می کنند ...البته این مدل تازه ایی از ازدواج هست فکر کنید دو نفر سنتی خواستگاری میشن و سنتی اشنا میشن و بعد بزرگترها که پیش از این مشتاق بودند حالا میگن نه و شرط های عجیب و غریب می گذارند و خواسته های غلط دارند و خوب این خیلی غلط هست . 

هرچند شرط هاشون احمقانه است و خودشون می دونند منطقی پشت این خواسته ها نیست . 

در هر صورت دعا میکنم خوشبخت بشن 

 

امروز هم کلاس اول تمام شد . این جمله رو گفتم توی املا نوشتن و بعد بغض خودم ترکید و خیلی سخت خودم رو کنترل کردم چون اگر من گریه میکردم انها هم گریه می کردن و نمیخواستم با گریه برن دلم براشون تنگ میشه . اما خوشحالم که امسال تموم شد واقعا خسته ام . 

الانم برم املا و نگارش ها رو صحیح کنم و بعد وارد سیدا کنم تا امسال تموم بشه 

شنبه هفتم خرداد ۱۴۰۱ ۴:۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو