به خدا پناه بردم . نماز خواندم و سوره ی قرانی که دوستم گفته بود رو بلند توی خونه پخش کردم . به اب تربت کربلا و سوره های قران خواندم و ریختم روی فرش و چهار گوشه ی خونه
با رضا حرف زدم و با خودم کنار امدم کسی که باز باید قوی باشه و بسازه منم ...میخواهم قوی باشم ...میخواهم جا نزنم ...ادامه بدهم و تلاش کنم .
شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۱ ۲:۵۵ ب.ظ ...








