روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

معلم های سال 98 همیشه میگن یه چیزی گم کردن... یه چیزی شبیه وابستگی به شاگردهاشون و یک باره نبود انها... 

امروز مدیرم پیام داده کلاسا تعطیل شدن فقط بیایید امتحان بگیرید انگار منم گم اش کردم 

یه چیزی شبیه دلتنگی دارم 

خیلی عادت کرده بودم 

یه هفته عذاب دادم طفلکی ها رو به امید چهارشنبه که تو کلاس کارتون ببینیم و نقاشی و خمیر بازی کنیم بعد خم بریم بادکنک بازی

قرار شد من کارتون بیارم و انها خوراکی تا توی کلاس کارتون باحال ببینیم...

دلم پیش بچه ها جا مانده به هم خو گرفته بودیم

 

چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۱ ۷:۱۶ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو