روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

صبح بیدار شدم برم مدرسه قبلش گوشی رو طبق عادت چک کردم دیدم ای جانم تعطیل هستیم هرچند خیلی خواب خوب و عمیقی بود اما دیگه از سرم پرید . از مدیر پرسیدم توی شاد کلاس بگذارم !؟ گفت نه ما چه فرقی با ادارات دولتی داریم همه یکسان تعطیل هستم 

اون روز هم گفت هفته ی دوم خرداد هم باید بیایید - خوب خیلی ناراحتم اما گفت من می پرسم اگر دو تا مدرسه ی دیگه به معلم هاش گفت نیایید شما هم نیاید -

در هر صورت من تصمیم گرفتم امروز رسما تعطیلاتم رو اعلام کنم و وارد تابستان بشم چون احتمالا با این غلظت الاینده فردا هم تعطیل هستیم  بگید ان شا الله - 

دیشب دیگه کتاب تلماسه رو کنار گذاشتم و کتاب بخت پریشان رو شروع کردم . 

الانم به رضا گفتم بریم نمایشگاه چک کردیم دیدیم تعطیله ! مدیونید فکر کنید بخاطر کتاب دارم می رم ...من فقط دارم میرم هایدا بخورم 

سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۱ ۱۰:۲۵ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو