روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

عنایت بفرمایید باز چقدر کمرنگ شدم ! فقط هم یه علت داره باورم نمیشه باید هفته ی دیگه هم برم مدرسه برنامه چیده بودم این هفته ی اخر باشه و مثلا چهار روز برام مانده اما الان دو یا سه روز توی هفته ی اینده دارم ...اشک و اه بلند ...

الانم به اندازه ی یه جنازه خسته ام ! امروز نشستم کاربرگ طراحی کردم ! عجب معلم کولی شدم :) بله یه مدلی سوال طراحی کردم که برای خودم هست و خیلی از این بابت خوشحالم اما حدود شش ساعت زمان برده الان یه مشت اهنگ برای این چند روز فسقلی هام ریختم و فردا باز امتحان باید بگیرم و تازه باید دیکته صحیح کنم  تازه خونه ام باز افتاده روی دور دوست ندارم تمیزش کنم ...

البته امیدم اینکه اخر هفته اساسی مرتبش میکنم و این هفته به خودم سخت نمیگیرم ...این روزهایی که در پی انتظار یک چیز مسخره ایی مثل شروع تابستان میگذره همین عمر و جوانی ما هست ...بخدا انگار دیروز بود که بچه ها رو تحویل گرفتم ...

شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۱ ۱۰:۱۴ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو