روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

گلو درد کم کم اوکی شد 

تب و بدن درد شروع شد ...

لباسها رو تا کردم . 

یک ساعت دیگه میرم سراغ گاز و کابینت ادویه ها و بعد هم کف اشپزخونه و شستن ظرفها و مرتب کردن باقی کابینت ها ...

دوست دارم مبل رو شامپو بکشم ...

توان ندارم 

این هفته رو خیلی دوست دارم ...دو روز میرم ..دو روز نمی رم ... یه روز میرم ...دو روز نمیرم ...

هیجدهم هم بچه ها عکاسی دارن یعنی هورا من !

انشالله این چند روز به خیر و شادی بگذره و منم بتوانم کابینتهام رو عوض کنم حال و هوام عوض بشه ان شا الله 

جمعه نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ۳:۴۶ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو