یه دانش اموز مریض داشتم امروز ...
الان خودم هم حس گلو درد دارم کاش فقط در این حد بمونه چون من یه روانی ام که امروز موقعه رفتن سرکار کلی ادکلن زدم و ریه ام از همون صبح داره جهنم رو نشونم میده
تازه تموم مصیبت این نیست ...سحری نداریم ...چی درست کنم نمی دونم ...دوتا ماشین لباس شسته اما تا نشده دارم ...هر قدر اشپزخونه رو تمیز میکنم باز جهنمه ...کابینت هام رو دوست ندارم الانم که تمام برنامه ام این بود که برای فردا خونه رو از اساس بشورم بی حال شدم ...
شیرین جانم چی بگم !؟ من دیگه روزمرگی ندارم ...فقط میدوم این یک ماه تموم بشه !
+بله علایم تب هم ظاهر شد ...کاش خفیف باشه :(
چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۱ ۸:۵۸ ب.ظ ...








