روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

یه روز مزخرف داشتم 

یه دختر عزیز و حساس دارم که میدونم نباید خطاش رو اشکار بگیرم ...از روی بی حواسی گفتم ط رو اشتباه نوشتی ...بچه مثل ابر بهار اشک می ریخت ...

چهار نفر رو جریمه کردم امشب رو نویسی بنویسن حقشون بود !

سر یکی طوری داد زدم که بقیه ساکت شدن (عذاب وجدان دارم ولی حقشه ! جلوی چشم من بچه ها رو میزنه بعد می گه کی زدم ! دایم تو کلاس راه میره ...برای یک ساعت بی وقفه گریه میکنه ...بغل دستیش رو بیرون می کنه میگه کسی کنارم نشینه ...کلا بچه ی سختی هست !)

یکی جلوم خورد زمین 

یکی رو تو مرز زمین خوردن گرفتم 

 

کلا امروز خانم معلم جهنمی بودم !

کاش زودتر ماه رمضان تمام بشه من به زنگ تفریح ها نیاز دارم !

دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۱ ۳:۴۲ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو