روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

یه پز ریز بدهم و برم !

امروز به سی و سه تا فرشته گفتم برام دعا کنند ! 

بله درسته پاهام درد میکنه ...درسته صدام در نمی اد ...درسته یه وقتایی کلافه میشم ...

اما مطمین هستم امشب صدای جوشن توی هر خونه ایی بیاد این سی و سه تا فرشته یادشون می مونه خانم معلم یه بغل دسته جمعی از همه گرفت و قول دادند دعاش کنند ...

گور بابای کرونا من که دیگه بچه ایی برای بغل گرفتنم بیاد پسش نمی زنم !

 

اللهم الغفرلی الذنوب ...

رب من ...تو بزرگی گناهم رو به کوچیکی دست این بچه ها ببخش ...به پاکی و بی گناهی تک تک شون !

+یه دختر نچندان زیبا دارم ...امروز یه نقاشی قشنگ کشید ...دوستش گفت چه خوشگله ...گفتم مثل خودش ! خودشم مثل همین گل خوشگله ! برق چشم هاش تمام خستگی هام رو شست و برد . 

+امدم خونه رو که ترکیده بود شستم و مرتب کردم ...کاش واقعا پول برای کابینت عوض کردن جور بشه فقط خودم می فهمم این کابینت های قدیمی چقدر تمیز کردنش سخت هست . دعا کنید خدا به من پول زیاد عطا کنه ...نه بیشتر از پول ارامش ...امشب برای ارامش زندگی هم دعا کنیم ...منم دعا کنید . 

 

یکشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۱ ۳:۲۷ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو