روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

معلم کلاس رو به رویی دیر می اد ...

صبح رفتم به بچه هاش بگم ساکت باشن و مزاحم باقی کلاس ها نشن  ...

یه سوت زدم موش شدن !

امدم تو کلاس خودم سی تا موش ذوق زده از اینکه خانم معلم شون چقدر اقتدار داره تا امدم تو کلاس مثل بچه های هیجان زده تو بغلم پریدن و با هم از ته دل خندیدن !

چقدر پاکه دنیاشون ! چقدر دوست دارم ذوق شون 

کاش کرونا نبود هر روز همه رو محکم بغل می گرفتم !

واقعا دیدن صحنه اش قابل توصیف نیست ...چشم های منتظر و نگران از اینکه قراره چیکار کنم و هیجان اینکه دختر همسایه دعوا شده نه انها !

سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۱ ۶:۱۰ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو