روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

بدترین پریود عمرمم رو تجربه میکنم ...توی مدرسه شروع شد و به بدترین شکل ممکن ادامه پیدا کرد ... از مدرسه که امدم خونه له له بودم ! فعلا هرروز له له ام ...پا درد گرفتم . برخلاف معلم های پایه های دیگه ...

امدم یه خروار ظرف ...گاز کثیف ...یه رخت اویز لباس شسته ...رو تختی ...جارو برقی ...شستن سرویس بهداشتی ...گردگیری ...شستن رویه کابینت ها ...

وای خدایا یه دنیا کار هست ...

رمق هیچ کدوم رو هم ندارم البته بخشی رو تموم کردم حالا یکم استراحت کنم و بعد یک ایده برای سحری داشته باشم و همزمان گاز رو تمیز کنم و ظرفها رو بشورم و شاید جارو برقی و گردگیری ماند برای فردا ...

دو نفر ادم چرا خونه اینقدر شلوغه نمیدونم ...

دیشب یازده خوابیدم و صبح پنج و نیم بیدار شدم ...اوکی هم هستم ...به تنظیمات کارخانه برگشتم ...

سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۱ ۲:۳۰ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو