روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

یه فسقلی 95 سانتی ریزه میزه دارم که یه گلوله برف سفیده هست با دوتا چشم سبز که مثل چشم گربه برق میزنه و یه صورت همیشه خندان که اصلا نمیدونه مدرسه یعنی چی ...فکر میکنه مدرسه یعنی بازی شادی !

دیروز گرفتمش گفتم یه بار دیگه وسط کلاس راه بری نمی گذارم بری زنگ تفریح و مجبوری توی کلاس بمونی و صد بار بنویسی من نباید زمان تدریس خانم معلم راه برم !

یه ذره فکر کرد گفت معلم عین داره ما هنوز نخواندیم چطوری بنویسم ؟ 

می دونه عین چیه ...می دونه معلم عین داره ...

نخورمش !؟

ولله سختی کار معلمی یه بخشی ایش نخندیدن این جور وقتاست !

پنجشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۱ ۱:۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو