روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

کاش اینقدر وقت داشتم که بیام و از شاگردهام بنویسم . فعلا از این حجم دعوا کردنشون ناراحتم هرچند من دادم هم مثل ادم نیست و ذره ایی اثر نداره اخه بعدش بغلشون میکنم و دلجویی 

چقدر سخته به این بچه ها نظم رو یاد دادن ...گاهی فکر میکنم اصلا برای چی باید اینقدر سختگیر باشم؟

 

امروز دو دقیقه ماسک رو بخاطر املا پایین اوردم یکی شون گفت خانم ماسک ت رو بزن اگر باز مریض بشی چی !؟ گفتم چاره ایی نیست صدام رو نمی شنوید ! گفت ارزش نداره !

فعلا از بدترین معلم دنیا دارم تبدیل میشم به مضطرب ترین معلم دنیا ...حس میکنم توی مجازی خیلی بیشتر فرصت تکرار و تمرین داشتم ...الان نصف وقتم به ساکت کردن میگذره . 

سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۱ ۵:۶ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو