بدترین ش جراحیم انجاست که سه روزه نمازم قضا شده ...نمی توانم و دوست ندارم نشسته نماز بخوانم از اون گذشته نمیتوانم اصلا بشینم الان یک راهی پیدا کردم هرچند این راه دیروز پیروز ممکن نبود ...
خونه بدتر از ترکیده است ...رضا قول داد فردا درستش میکنیم ... اثرات بیهوشی سنگین تازه داره روی بدنم خودش رو نشان میده ...نفس تنگی و قلب درد ...الان میگیم کاش گذاشته بودم از کمر بی حسم کنند اما رضا میگه کار خوبی کردی که نگذاشتی ...خدا کنه زودتر خوب بشم ...خداکنه قرن جدید خوب باشه ...یه قرن پر از خوبی ...پر از اتفاقات خوب ...یه جایی که هر روز میل به زندگی کمتر نشه ...دیشب از ته قلبم گفتم الهم العجل الولیک الفرج ! از ته ته قلبم ...کاش واقعا و زودتر ظهور انجام بشه ... خسته شدم از این دنیا ...
کاش سال بعد سال خوبی باشه ...سالی که توش اتفاقات خوب بیفته ...
بگید ان شا الله .








