روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

مه نگار رو شب چهارشنبه سوری پیدا کردیم ...صدا ها بوم بوم می امد و با خودم می گفتم این پرنده طفلک زیر این صداها امشب هلاک میشد ...خوب یادمه حدود ساعت نه بود صدا ها کم شد گفت جیک ! از کنار قفس که کز کرده بود پرید و بلاخره دونه خورد 

با رضا هر دوتا گفتم جونم ...اونم یه بار دیگه گفت جیک و شد دخترمون !

 مهربون بی پناه ...دنیای منم مثل اون توی قفسه !

سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۰ ۶:۱۴ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو