روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

خیلی شیک و مجلسی اما بسیار به حق بخش خوراکی ها و اتاق خواب رو پیچوندم و دوتا دلیل دارم .

اول اینکه اصلا روی مود خونه تکونی نیستم 

دوم اینکه هر دو جا تمیز بودن و نیاز چندانی نداشت ...حالا احتمالا جمعه یه حرکتی بزنم اما اگرم نزدم مساله ایی نیست  ...نهار پختم و کلاس رو تمام کردم .

خونه رو دسته گل کردم جز حمام و دستشویی که امیدوارم رضا بدون نق نق و لوس بازی فردا یا پس فردا تمیزش کنه . باید این اخر هفته برای دو هفته تم ریاضی بگیرم ...میخواستم برم مدرسه اما بعد منصرف شدم ...ترکیبی از تخته و ایکس ریکورد استفاده میکنم ....پدر بزرگ پدر بزرگم یه خطاط حرفه ایی بوده ...از اون یه کتاب به دستم رسیده که شاهنامه رو با خط خودش نوشته ...برگه ها در استانه ی پودر شدن هستن اما خواندنش لذت بخشه ...بخشی از روزم رو به خواندن ان گذراندم ...یه چای خوردم و نماز خواندم و کمی با خدا درد و دل کردم ...الانم باید برم برنج خیس کنم و سیب زمینی را برش بده ...نهار سینه ی مرغ ابپز کردم . یکم دیگه که مغز پخت شد با روغن کم و زعفران و زرشک تفت اش میدهم و سیب زمینی سرخ کرده میگذارم کنارش ...

چند وقت پیش همسایه برامون نذری اورد خیلی خوراک خوشمزه ایی بود ...امروز دنبال دستور پختش هستم احتمالا خورشت هویج با گوشت چرخکرده است ...البته حدودا میدونم چی داشت اما ادویه و اینکه چطور اون حد متوسط و درست ابکی بشه رو نمی دونم ...الان دو مدل غذا پختم که اخر هفته اشپزخونه رو تعطیل کنم !

پلو رو هم توی پلوپز می پزم و سیب زمینی را توی سرخکن درست میکنم چون به نظرم اگر بمیرم هیچ استفاده ی درستی از وسایلم نبردم ...البته محض خراب شدن انها نبوده ...محض تنبلی خودم بوده ولی بازهم باید یکم بهتر عمل کنم !

چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۴۰۰ ۲:۳۰ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو