روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

برخلاف همیشه که می گم عجب غلطی کردم خونه تکونی کردم اینبار با شجاعت میگم خونه ام واقعا لازم داشت ! بی اندازه اشغال زیر کابینت ها بود و موقعه شستن پنجره رد اب خاکسترس شد و همین طور هود و بدنه گاز که نگم براتون ! حالا میدونید جای مضحک داستان کجاست !؟ چهارشنبه ی پیش مهمان داشتیم دختره نامزد بود داشتم میوه می اوردم امد تو اشپزخونه گفت من نمیتوانم مثل تو تمیز باشم !

گفتم تو به این خوک دونی میگی تمیز !؟

یه نگاه کرد و گفت اره این خیلی خیلی تمیزه !

 

اما نبود رفقا واقعا توی امورات زندگی دارم گند میزنم شاید همین خونه ام رو سرد و بی روح کرده ... 

جمعه ششم اسفند ۱۴۰۰ ۱۱:۱۲ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو