روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

رفتم و از یک کابینت فروشی قیمت گرفتم ...برای پنج متر اشپزخانه ی کوچیکم  حدود 25 تومن لازمه ...

اگر واقعا رتبه بندی تصویب بشه حدود 24 تومن باید معوقه به من بدهند ...این طوری همه اش رو می گذارم برای عوض کردن کابینت ها !

میان یه خروار اوار که روی تن و استخوان هام ریخته من هنوز چه دلخوشم که دنبال امید میگردم ...اما امید هست نباید بچه باشم ...باید قوی باشم ...

 

+رضا به دوستش گفت میدونی چی دلتنگم کرده اینکه این مدت و فشارها و حماقت های جفتمون اون لی لی رو کشت که با یک شکلات شاد بود ...اون که دنیاش خیلی کوچیک بود ...

+امروز یه سلفی داخل اینه از خودم گرفتم ...شکستگی صورتم واضحه ...تقلا کردم لی لی بشم  ...حیف و صد حیف و هزار حیف ...سرنوشتی که اون لی لی رو کشت خیلی بی رحمه هرچند من هنوز باور دارم ان مع العسر یسرا ...بگید ان شا الله ...

 

پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۰ ۷:۵۸ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو