دیشب به خودم گفتم تو قوی هستی ...تو قوی هستی ...
و همین جمله معجزه کرد ...دست کم امروز بیدار شدم و صبح به دخترهای کلاس گفتم گلهای شادابم یه روز تازه اغاز شده و خدا به ما فرصت زندگی داره پس باید بگیم خدارو شکر و این برای کسی که روزهاست ارزو میکنه صبح بیدار نشه یه قدم برای اتمام افسردگی هست ...
قبول دارم افسردگی کوچیکی رو رد کردم هرچند چون به علایم اگاه بودم سریع سعی کردم خودم رو مهار کنم و میدونم که از شروع علایم دو ماه بعد بدن شگفت انگیزما خودش تعادل هرمونی رو می بر میگردونه ...
فعلا دوباره رژیم رو شروع کردم تا ان شا الله این حجم لیپید یکم کاهش پیدا کنه و دو تا تصمیم خیلی جدی برای اون سمت سال گرفتم ...ان شا الله که عملی بشه ...
فعلا هدفونم خراب شده و هدست هم جای شارژاش نیاز به لحیم کاری داره ...
امروز باز دفتر کلاسی رو نوشتم و بعد از مدتها طرح درس رو پر کردم . میان تدریس جارو کشیدم و خونه ی خیلی تمیزی دارم ...یه نهار ساده مثل دمی گوجه یا عدس پلو می پزم و دوست دارم برم کمی قدم بزنم اما نمیدونم عملی میشه یا نه ...
هوا معرکه و بهاری شده ...پنجره بازه ...مثل هر روز به نیت امام زمان دونه ریختم ...ازش خواستم به زندگیم نظر ویژه کنند ...یه جوریی که بشه انچه شبیه معجزه است ...
خسته ام و هنوز نتوانستم تیکه هام رو سرپا کنم اما براتون یه روز معرکه رو ارزو میکنم .








