روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

روزی که رفتم مصاحبه ی تربیت معلم از من پرسیدن بهترین ویژگی ایت چیه !؟

گفتم من اونم که جا نمیزنم ...تحمل میکنم و همیشه سعی می کنم ...تمام تلاشم رو میکنم تا بهترین تصمیم رو بگیرم ...

 

چقدر نیاز دارم این روزها یکی باشه که اینها رو به من بگه ...

یادمه توی اذرماه که فشار خیلی روم زیاد بود ...یه معلم بی تجربه ی مطلق با ازمون های پودمان و کارورزی باید عکس از یک کتاب می گرفتم و برای یک گروه می فرستادم ...

توی گروه نوشتم من الان از مدرسه امدم ...پست کتاب رو اورده تا ساعت چهار عکس میگیرم و می فرستم ...

یکی از دوستان برام ویس گذاشت لی لی جان اول یکم استراحت کن ...یه چایی بریز و بخور ...بعد وقت هست کتاب رو بفرست 

یادم چقدر اون زمان نیاز داشتم یکی این رو به من بگه و این حرف چقدر دلنشین بود ...

 

منم ادممم ...یه زن متاهل که وقتایی توی مشکلی گیر میکنه که نمی دونه راه نجات چیه ...میدونه باید صبور باشه اما این صبر خیلی بی طاقتش میکنه ...چقدر دلم الان یکی رو میخواست که اینو بگه ....که به من بگه حق دارم بی تابی میکنم اما اشکال نداره درست میشه ...کاش اینقدر تابلوی زندگیم خوشبخت نبود ...

منم ادمم یه وقتایی کم می ارم اما من همونم که می مونه ...اونکه جا نمیزنه ...اونکه ادامه میده ...

کاش تو بودی ...چقدر لازمت دارم لعنتی ...راستی کجای این اسمون خدایی ؟! من چقدر دلتنگم ..

+یادمه یه بار نوشتم که یه زمانی جوان بودم ... مشکلات که می رسید جلوش کم نمی اوردم ... یادمه یه زمانی دختر قوی ایی بودم که هیچی حریفم نمیشد ...چقدر نیاز دارم اون دختری که توی قطار کرج میزد زیر گریه و بعد توی دستشویی ایش ارایشش را تازه میکرد بیاد و به من بگه نترس ...بدترش رو گذراندی ...چقدر عجیبه که میدونیم ان مع العسر یسرا ....چقدر عجیبه که می دونیم به قدر اندوه ...شادی یه جایی برامون مخفی شده ...اما توی اندوه چنان اشک می ریزیم که انگار دنیا تموم شده ... اخ مه نگار چقدر دلم برای این صحبت هامون تنگ شده دخترکم ...چند روز پیش به خودم امدم که اهنگ گذاشتم موقعه اشپزی ...سریع قطع اش کردم ...من دوست بی وفایی نیستم ... مه نگار کاش بودی ...چقدر نیاز دارم یه موجود زنده به حرفهام گوش بده ... 

راستی اگر تو بودی چی می گفتی ؟! دوام بیار لی لی ...تو قوی تر از این حرفهایی ...

شنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۳ ق.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو