روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

شربت بروم کلد داشتم الان خوردم انگار ریه هام بعد از روزها نفس میکشه 

توی گروه همکار ها غوغا شده و همه شاکی از باز شدن مدرسه اند . من میدونم در نهایت دو هفته دوام داره چون تهران همین الانم نارنجی هست و تا یک جایی این روند هست و بعد دیگه باز میشه همون کلا مجازی سابق با این حال دوستش دارم . بودن در محیط بیرون از خانه رو دوست دارم وبه خودم دلداری میدهم حالم نسبت به هفته ی پیش خیلی بهتره و شاید تا شنبه خوب خوب شده باشم . 

 

الانم رفتم دیدم کتاب تلماسه جلد دوم داره که خداروشکر 95 تومن هست و ان شا الله می خرمش . دوست دارم زندگی باز بیفته روی روال خونه ی همیشه تمیز و غذای اماده و سفره ی چیده و خود مرتب اما فکر کنم یکم طول بکشه 

کاش از این خونه بریم یه خونه ی بزرگتر و نوساز ...برام انرژی های خوب خوب بفرستید یکم حقوق مون تکون بخوره بشه رفت یه خونه ی بهتر ...یه جایی که کابینت هاش رنگ شده نباشه و بتوانم کریستال هام رو بچینم . 

دوشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۰ ۶:۳۸ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو