روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

عجیب ترین چیز این مدت اینکه بابام اصلا حالم رو نمی پرسه ...یعنی فقط توی این دو هفته یک بار زنگ زده اونم من از مامان پرسیدم بابا می دونه من مریض شدم و شبش زنگ زد که اره میدونم و حالت رو از مامانت می پرسم ....

حالا خیلی چیز خاصی نیست اما یکم از این بابت دلم گرفته ...نمیدونم حق دارم ناراحت بشم یا نه ... اما خوب دوست داشتم یه وقتایی به من پیام میداد یا زنگ میزد و می پرسید ...بخصوص هفته ی پیش که واقعا حالم خیلی خیلی بد بود . 

دوشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۰ ۲:۱۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو