هم هنوز تب دارم و هم سرفه و هم بدن درد و هم تمام علایم کرونا با جدیت توی بدنم حکمرانی میکنه ...صبح هم وسط یه کابوس گیر افتاده بودم و دو تا پتویی که از دیشب روم انداخته بودم حسابی سنگین بود و منم تب ام باعث عرق شده بود که با صدای تام اودل عزیز بیدار شدم و فهمیدم کلاس دارم . یا من بی رمقم یا واقعا کلاس داری فرسایشی شده چون حوصله ی هیچ چیز و هیچ کسی رو ندارم باید یک ساعت وقت بگذارم و طرح درس این هفته ام رو بنویسم و نمرات رو وارد کنم و بعد امیدوارم فقط زودتر سال دیگه بشه تا با تجربه ی بهتر پیش برم .
چایی کمرنگ ریختم و غذام پخته ...
باید تکالیف رو ببینم و همین طور برای این سه روز اینده فیلم ضبط کنم .
اه خدای من ...
هنوز 20تا نشانه ی دیگه مانده ! باور کردنی نیست !
یکشنبه دهم بهمن ۱۴۰۰ ۵:۰ ب.ظ ...








