روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

کلاسم که تموم شد خونه رو مرتب کردم . جارو برقی و گردگیری و مرتب کردن اطراف خونه و شستن یه خروار ظرف و بعد هم سرویس بهداشتی رو شستم . اخرسم هم امد ظرفهای شسته رو برگردانندم سر جای خودشون و نهار پختم .

عصری باید تکالیف رو ببینم و برای نشانه ی جدید کلیپ اماده کنم . سه روز اینده برنامه بچینم احتمالا مدارس باز تعطیل بشه .

اینها هم روانی اند ! گفته بودن معلم ها بیان توی مدرسه کلاس مجازی رو برگذار کنند . کلا فقط می خواهند معلم ها رو بچزونند حالا خیلی حقوق میدهن ! من که حالا حالا جزام دارم و مدرسه از من می ترسه ! به من گفتن تا یک هفته بعد از منفی شدن تست هم نیا ! منم گفتم هورا !

والا انگار خودم دوست دارم برم 

زودتر از سه ماه و نیم تموم بشه خلاص بشم ... یک ماه و نیم این سمت سال دارم و یک ماه و نیم اون سمت سال که امیدوارم زودتر تموم بشه و بتوانم یه نفس راحت بکشم . 

الان فقط میخواهم از لیوان چایم و خونه ی تمیزم و کتاب تلماسه ام لذت ببرم و دیگه هیچی در این دنیا برام مهم نباشه ! هیچی به معنی مطلق کلمه !

 

به شدت هوس کیک خامه ایی کردم ! دوست دارم یه رولت درست کنم یا کیک تولد اما نمیشه هم بهانه اش رو ندارم و هم ظرفیت اون همه کار رو !

 

یکشنبه دهم بهمن ۱۴۰۰ ۲:۱۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو