روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

عمرا توی این فاز نیستم که بگم خدا عمر دوباره داد و این حرفها . بیشتر بنده ناشکرم اما خوب سعی میکنم ادامه بدهم و ببینم چرا از این مهلکه هم گریختم ...به قول سهروردی دنیا مدرسه ی روح ه ...

منم هر بار می گم باید دید ادامه ی این داستان چیه وگرنه خودت می دونی که چقدر بی تابت هستم .

نمی توانم بگم انگیزه ی تازه دارم . مثلا تصمیم دارم دیگه همیشه کنار غذام سالاد باشه یا حتما هر صبح جین بپوشم و موهام دم اسبی کنم ! اصلا اما دارم کتاب میخوانم ...کتاب تلماسه که خریده بودم و خیلی خیلی دوستش دارم و همین طوری اهنگ تو اگر بی من بهتری از شروین رو گوش میدهم . کارم هم به اختراع سوپ کشیده از بس این روزها سوپ ها مختلف پختم چون هیچی جز سوپ گرم دوست ندارم ...

از حالا هم که فکر میکنم باید بیستا نشانه ی دیگه بگم عزا گرفتم ....امیدارم نشانه های عربی دردسر نشانه های یک را نداشته باشن ...

خونه هم طلسم شده ...هر روز یک ساعت مرتبش میکنم اما زود میشه روز از نو ...مساله اینکه رضا هم کنارم کرونا گرفته و ایشون خودش یه ماشین شلختگی هست ...

اعتراف میکنم محیط مدرسه ام رو دوست ندارم و امیدوارم سال دیگه مدیرم عوض بشه .دوست دارم یکی با دسیپلین بیشتر باشه .

دوست دارم خونه رو عوض کنیم و ماشین بخریم تا یکم زندگی مون متحول بشه ...همین طور دوست دارم اون سمت سال مادر بشم ...اینها چیزهایی که میتوانه به زندگیم امیدوارم کنه خارج از این خیلی خیلی خسته تر از انتظارت هستم ...

شنبه نهم بهمن ۱۴۰۰ ۸:۵۸ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو