روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

حوصله ی خودم رو حتی ندارم چه برسه به زندگی کردن !

پرده ها رو نشستم اما کابینت ها و کشو ها رو مرتب کردم . روفرشی و سفره ی  تمیز گذاشتم دم دست و لباسا رو شستم .

شب دعوت شدم مهمانی مهمانی باید یکم دیگه برم حموم رو بشورم و جاروبرقی و گردگیری اخر رو انجام بدهم که اگر مهمان دار شدم مساله ایی نباشه ...

 

امروز از طفلکی ها امتحان گرفتم به اضافه ی روانخوانی - نمره هاشون خوبه چهار و پنج تا ضعیف اند ...باقی خوبن . 

چند وقت پیش مهمون داشتیم ...من از روی فروتنی گفتم ببخشید اگر خونه انقدر تمیز نیست (همیشه برای مهمانی تمام کابینت ها و پرده ها همه رو میشورم اما  ...والله که وقتی امدن نه ذره گرد و نه یک ذره لک نه یک لیوان توی ابچکون ...تازه روزش از ساعت 7و نیم کلاس پودمان داشتم بعد هم دو ساعت تولید محتوا کرده بودم .

خانمه پرو پرو گفت اشکال نداره پیش می اد !

بعد همسرش گفت اگر تو یک روز خونه ات نصف این تمیز باشه من سرتا پات رو طلا میکنم!

خانمه اصلا خوشش نیامد ...دیشب به رضا گفتم خونه انقدر تمیز نیست مامانت داره میاد گفت تمیزی خونه ی ما ارزوی هر مردی ه ! سخت نگیر ...

نمی دونم من واقعا سختگیرم ...یا نه ...اما الان که نگاه میکنم هیچ جای نامرتبی توی خونه ام نیست با این حال خودم نگرانم 

 

یکشنبه پنجم دی ۱۴۰۰ ۱:۱۰ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو