روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

یک هفته ایی هست سمت لب تاب نیامدم چون چشم هام یکم استراحت می خواست و این مدت بیشتر به کتاب کاغذی خواندن گذشت . هری پاتر و یادگاران مرگ سه فصل مانده امشب هم کتابهای خوشگلم رسیدن ! عاشقشونم ! خوشحالم که میتوانم کتاب کاغذی دست بگیرم و بخوانم .

فردا باید برم مدرسه و یکم دلخورم چون الودگی هوا زیاده و هوای صبح سنگین ه .اما هم جلسه است و هم باید برم چندتا فیلم ضبط کنم . راستش دوشنبه رفتم اما درون فیلم ها تنها چیزی که ندارم وقار کافیه ! 

خونه رو صبح دسته گل کردم ...الان نیمه مرتبه ...قصد مرتب کردنش رو ندارم چون فردا که برگردم باز ترکیده ! 

امروز با خودم به راه بسیار طولانی این یک سال و نیم فکر میکنم ... به سه سال پیش همین حوالی ...وقتی هنوز مه نگار کوچیکم رو داشتم ...وقتی یه دوست توی این دنیا داشتم که باهاش حرف بزنم ...وقتی ...

هی حرف هام روی دلم باد کرده ...

حقوق معلم ها گویا تصویب شد افزایش پیدا کنه خدا به داد برسه از تورم بعدش ...

کتاب تلماسه رسید ...گذاشتم فردا با یک فراغ بال و ارامش بخوانمش . 

اگر فردا فیلم هام رو ضبط کنم عالی میشه . 

سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۰ ۱۰:۴۵ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو