روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

take me home...

امروز بعد از مدت ها رفتم خرید .سر راه یه اقایی چندتا قفس پرنده گذاشته بود . یه بلبل داشت می خواند ماندم و نگاهش کردم گردنش رو با چشم های سیاه منجوقی ایش یه جوری خم کرد که مه نگار میکرد ...پرسیدم فروشی نیست ؟ گفت نه 

بعد از مدت ها یه انرژی از یه پرنده گرفتم که از مه نگار می گرفتم . حس فوق العاده خوبی بود .  

به رضا گفتم اگر یه روز بیایی ببینی یه پرنده خریدم چکار میکنی ؟ 

گفت هیچی انتخاب خودته ...

شاید یکی خریدم خونه مون خیلی خیلی ساکته ...

 

+چقدر عجیب الان سرچ کردم دیدم بلبل نبوده ...سهره بوده ...مه نگارم سهره قناری بود شاید برای همین اینطوری دلم رو برد ...

شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ۱۱:۴۹ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو