take me home...
امروز بعد از مدت ها رفتم خرید .سر راه یه اقایی چندتا قفس پرنده گذاشته بود . یه بلبل داشت می خواند ماندم و نگاهش کردم گردنش رو با چشم های سیاه منجوقی ایش یه جوری خم کرد که مه نگار میکرد ...پرسیدم فروشی نیست ؟ گفت نه
بعد از مدت ها یه انرژی از یه پرنده گرفتم که از مه نگار می گرفتم . حس فوق العاده خوبی بود .
به رضا گفتم اگر یه روز بیایی ببینی یه پرنده خریدم چکار میکنی ؟
گفت هیچی انتخاب خودته ...
شاید یکی خریدم خونه مون خیلی خیلی ساکته ...
+چقدر عجیب الان سرچ کردم دیدم بلبل نبوده ...سهره بوده ...مه نگارم سهره قناری بود شاید برای همین اینطوری دلم رو برد ...
شنبه سیزدهم آذر ۱۴۰۰ ۱۱:۴۹ ب.ظ ...








