روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

اگر سال دیگه است که داری این متن رو میخوانی 

امروز به خودم قول دادم کمتر برای بچه ها وقت بگذارم و دل بسوزنم در نتیجه الان تکالیفشون رو ندیدم با اینکه وقت دارم و از شنبه هر ساعت به اندازه ی ده دقیقه فیلم ضبط میکنم و باقیش باید خودشون زحمت بکشن و فعالیت داشته باشن . 

الان که دارم اینو می نویسم هوا ابری دلکشه ! خونه به اندازه ی قبر تاریکه ...شلوار گرمکن و جوراب پوشیدم با پتو و بالش کنار بخاری کز کردم و اینقدر خوابم میاد که دلم نخواست صبح چایی درست کنم 

با این حال خونه ام رو بین کلاس دسته ی گل کردم و یخچال رو مرتب کردم و الان میخواهم یه اش خوشمزه ی برای یه روز سرد درست کنم!

کاش سال دیگه که این رو میخوانم مامان شده باشم . 

 

+مامان یکی از دخترهام انقدر عقده ایی که یه بار برای دخترش نوشتم دخترم لبخند تو اخر فیلم ها تمام خستگی من رو نابود میکنه حالا هر وقت فیلم می فرسته اخر فیلم دوربین رو می چرخونه یه سمت دیگه که من لبخند دخترش رو نبینم ...در این حد شعور !

 

چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۰ ۱:۵۷ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو