روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

اون دوست هامون بودن 

دیشب سر زده امدن واقعا چقدر خوب شد اولش چون خونه مرتب نبود من ناراحت شدم اما بعدش اینقدر خوش گذشت که حد نداشت .

دیروقت خوابیدم و بعد از دو ماه امروز اولین جمعه ایی هست که کلاس ندارم برای همین به خودم استراحت دادم یکی از تم های ریاضی ایم مانده بود انرا گرفتم .

دیروز کل جزوه ی ورزش رو جمع کردم . الان ورزش و اخلاق و کمک اولیه و داستان های قرانیم رو جمع کردم باقی رو هم کم کم میخوانم .

برای همین امروز رو به خودم استراحت دادم و فعلا در تخت تشریف دارم . 

 

جمعه چهاردهم آبان ۱۴۰۰ ۱۲:۲۶ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو