گفت: احوالت چطور است؟
گفتمش: عالی است
مثل حال گُل!
حال گُل در چنگ چنگیز مغول!
حال و هوای من امروز توی خیابان ولیعصر بود وقتی به تک تک خاطرات ارشد و جهاد رفتنم فکر میکردم ...
دوست دارم رفیق چرا دیگه توی خوابم نیستی ؟
+ به رضا یک کار پیشنهاد شده که روزهای پنج شنبه اش رو پر میکنه میگم اخ جون برای من چی می خری !؟ جایزه ام چیه که یک روز در هفته همسرم رو تقدیم یک کار میکنم .
نگاهم میکنه و می گه تنهایی عزیزم ...جایزه ات 25 تا غروب پنچ شنبه است که توی خونه ات تنها باشی و برای خودت چای بنوشی و کیک سیب و بادام بخوری .
نکته ی بجایی بود !ایستاده براش دست زدم .
سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ۴:۳۳ ب.ظ ...








