خونه ام یه جهنم به هم ریخته است ...
قشنگ یه مدل جهنمه ...نمی دونم برای روزهای بعدم چی دارم و چی ندارم فقط میدونم جمعه با یه کنفرانس رو بدهم و همین طور میدونم تا یک شنبه ی اینده هم حضوری ام و هم جلسه ی اداره رو دارم ...
امروز نشستم و بخشی از درس مهم اقدام پژوهیم رو انجام دادم .
یک دور کامل درس های فرهنگیم رو خواندم
ورزش و هنر و ریاضی رو خواندم با این حال سنگ هم از اسمون بیاد باید تا اخر هفته هنر رو تموم کنم و حتما میکروفنم رو باز کنم و جزوه ی درس قران رو از استاد بخواهم .
کلی کلیپ برای نشانه ی ها پیدا کردم و یه سری رو هم خریدم .
دیگه چی ؟
خونه ام ...یه جهنم نیاز به تمیز کاری !
با این حال حس میکنم زیادی وقتم رو هدر میدهم و معتاد گوشیم شدم مدام دارم بررسی میکنم چرا نمی دونم اما سوی چشم هام کم شده !
فردا از اون روزهای جهنمی اساسی هست ! اساسی و اساسی ...شانس بیارم بخشی از کارهام رو قبل از رفتن به جلسه ی معارفه انجام بدهم ...بخشی یعنی چه بخشی ؟ نمی دونم !








