یکی ازدخترام امروز زد زیر گریه بهش گفتم چی شده ؟
گفت شما میگی کتابهاتون رو در بیارید اخه کدومش !؟
گفتم مگه خدا بهت زبون نداده که با چشم هات حرف میزنی
اولین چشم غره ی رسمی ام رو از دهه نودی ها گرفتم خدا عاقبتم رو بخیر کنه !
+هر روز بیشتر تجربه کسب میکنم و هر روز با خودم میگم ایا برای تمام نادانی هام و تجربه های غلطم روزی بخشیده میشم ؟ خدایا مرسی هستی و مرسی که مهربون تر از همیشه هستی ...مرسی بابت این فرشته های کوچولو -
نقاشی هاشون رو به دیوار چسباندم کامل بشه عکس میگیرم براتون .
+خودت رو برای اشتباهاتت ببخش ...
نه حرف زدن از مادر جلوی دختری که مادرش ترکش کرده بخشش نداره ...
+من هم یه بچه ام ...به اندازه ی انها نیاز به تجربه دارم و به اندازه ی انها دارم یاد میگیرم .
+امروز بخش کردن یاد دادم . مادر یکی از دخترها میگه بین ما اختلاف افتاده این مدلی مگه بخش نمیشه ؟! میگم نه اونطوری که خودش میگه هست .
حس یاد دادن فرای ارامش ه .
+شُکر .








