روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو

روز نوشت های یک مامان تازه کار که سعی می کنه مادر خوبی باشه :)

رفتم واکسنم رو زدم . زنده ام و هنوز خبری از کهیر ها نیست .هرچند انجا مشورت کردم و گفتن اشکالی نداره و تزریق کن فقط انتی هیستامین سرخود نخور که اگر کهیر شروع شد باز بری بیمارستان 

فعلا جز بازو درد در حد مرگ - صد برابر دفعه ی قبل - بی حالی و سرگیجه خوبم .

 

بدحنسی کردم . جام جهنم باشه با شراره های اتش 

به مامان رضا حالی کردم فعلا تا دی ماه در حد مرگ شلوغیم و این طرفا نیاد ...

کاش زندگی پس از زندگی پخش میشد اون طوری ادم بهتری بودم .

صداش خیلی ناراحت شد .

بیشعوری کردم می دونم . دارم از عذاب وجدانش می میرم ...

هرچند اون خدای لجبازی ه و احتمالا هفته ی بعد پیداش بشه - 

جهنم روی زمین 

به زندگی من خوش امدید !

جمعه شانزدهم مهر ۱۴۰۰ ۷:۲۹ ب.ظ ...

دریافت کد آمارگیر سایت

آمارگیر وبلاگ

© روز نوشت های درخت سرو  و جوانه کوچولو